قربان درویشی کوشالی
اطلاعات تماس
توضیحات
رازداری شدید در دفتر چند رئیس
عبارت بالا ایجازنوشته دکتر خاکبازان است درباره آقای درویشی.
دکتر خاکبازان برای توصیف بازنشستهها از کمترین واژههای ممکن استفاده میکند اما برای آقای درویشی از همه کمتر: «رازداری» با قید «شدید». معلوم است که نم پس نمیدهد. میگوید وی شنونده و بیننده بسیاری از رمز و رازهای مرکز بود اما ناممکن بود چیزی را درز دهد! احتمالا بههمین دلیل هم ماندگار شد در آنجا.
میگویم ذهنش را لابد هر روز خالی میکرد و دور میریخت این جور وزنهها را! ذهن و بدن سبکبار است که میتواند رازها را ببیند و جذب کند! بیدلیل اسمش درویش نبود! به قول حافظ:
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج
درویش و امــن خـاطر و کنـج قلندری
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنیای دون مکن درویش
آقای درویشی از کارش و زندگیاش در مرکز میگوید:
فعالیت حرفهای من در سال ۱۳۷۶ در «امور مجلس وزارت جهاد کشاورزی» آغاز شد. با معرفی یکی از دوستان امور اداری و در دوران مدیریت آقای محمودی (مدیر دفتر کل در زمان آقای علیزاده) وارد مجموعه شدم.
سال ۱۳۸۲ بود که به مرکز آموزش منتقل شدم و فصل تازهای از فعالیت کاریام آغاز شد. در طول این سالها با مدیران مختلفی همکاری داشتم؛ از جمله آقایان قریشی و دکتر مخبر که از مدیران توانمند و اثرگذار مرکز بودند. تجربه همکاری با مدیران مختلف، نگاه مدیریتی و حرفهای مرا پختهتر کرد.
سالهای ابتدایی خدمت، برای من سرشار از انگیزه و تلاش بود. با وجود آنکه هر روز مسافت نسبتاً زیادی را از کرج تا تهران طی میکردم، همواره زودتر از موعد در محل کار حاضر میشدم. فضای کاری آن روزها پویا و همراه با فرصتهای یادگیری بود و تجربههای ارزشمندی در حوزههای اداری و پشتیبانی کسب کردم.
اگر به گذشته بازگردم، با شرایط و امکانات آن روزها دوباره همین مسیر را انتخاب میکردم؛ اما با توجه به شرایط اقتصادی امروز، شاید تصمیم متفاوتی میگرفتم.
مهمترین دستاورد من در طول خدمت، کسب تجربههای مدیریتی و توانایی پذیرش مسئولیت در حوزه پشتیبانی و امور اجرایی بود. همواره تلاش کردم مسئولیتهای محوله را با دقت، نظم و تعهد انجام دهم.
یکی از باورهای من در حوزه مدیریت این است که مسئولیتها باید بر اساس صلاحیت و شایستگی افراد واگذار شود. زمانی که افراد در جایگاه متناسب با توانمندیهایشان قرار گیرند، هم بهرهوری افزایش مییابد و هم رضایت شغلی بیشتر میشود.
امروز که به سالهای خدمتم مینگرم، بیش از هر چیز به حضور در جمع همکاران خوب و خاطرات مشترک با آنان افتخار میکنم. سرمایه اصلی هر سازمان، نیروی انسانی آن است و من خوشبخت بودم که در کنار افراد شایسته فعالیت کردم.
برای بازنشستگی هم باید برنامهریزی داشت و فرد خود را مشغول نگه دارد. از تجربیات سالهای خدمت هم میتوان بهخوبی بهره برد. البته جدا شدن از همکارانی که سالها با آنان خاطره ساختهام، برایم آسان نخواهد بود. امیدوارم این دوره را با برنامهریزی مناسب، آرامش و استفاده از تجربیات گذشته سپری کنم.
